سخن از اينجا آغاز مي شود، چيزي كه ما مسلمانان را از غربي ها متمايز مي سازد نقش الگوسازي و الگوپردازي است. زيرا ما مسلمانان الگوهاي فراوان را در زمينه هاي نظير اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، تربيتي و مديريت را داريم و بزرگان ما چه در سيره گفتاري و چه در سيره رفتاري براي ما چارچوب و ساختار را بيان فرموده اند. اما غربي ها از اين مزيت برخور دار نمي باشند. در حقيقت نوع سر درگمي در ميان جامعه غربي ها حاكم است. ولي سؤالاتي در قلب انسان مطرح مي شود كه آيا مسلمانان اعتقاد به اين چارچوب دارند؟ اگر داردند رفتارشان مطابق با آن الگو و ساختار هستند؟ و...
ادامه مطلب...
بنام همه ي هستي
سال ها است كه در دلم جاگرفته و مرا مشغول خود قرار داده و دست از اين قلب آلوده من برنمي دارد. مرا به سويي مي كشاند. مرا به سوي خود مي خواند. ناله اي از دور دورا به گوش قلب من سرازير و تنين افگند مي شود و توجه مرا به خود جلب مي كند، نمي گذارد راحت باشم، مرا آزار مي دهد هر وقت ناله هايش به گوشم مي رسد، مرا صدامي زند. ولي صدايش زمان خاصي را نمي شناخت هر وقت كه لازم مي دانيست مرا مي خواند. ولي من با اين صدا آشنايي ندارم و اورا نمي شناسم و نمي فهمم كه چرا مرا نشانه ي خود قرار داده؟ و با تير هاي آتشين خود قلب مرا مي شكافد. اما اين قدر مي دانم كه من در ظاهر بيدار و در وا قع خواب به سر مي برم، نمي دانم كه اين چه خوابي است كه نمي گذارد اين صداي دلنشين را درك نمايم و بفهمم چرا؟ هرچه دقت مي كنم تاصدا را به درستي بفهمم نمي توانم، مغزم كار نمي كند، سرگردان و پريشان حال هستم و درمانده. سالها، ماهها و روزها هستند كه من با او مبارزه مي كنم و جنگ من و او از نوع نرم افزاري است. مي دانم كه سيستم بدن من را ويروس گرفته است هر چه ضد ويروس قوي باشد هم كار نمي كند، نمي دانم چه بايدكرد؟ شايد من لياقت اين را ندارم و شايد هم خدا نخواهد و ياري نمي كند كه من به خود بيايم و از خواب غفلت بيدار شوم، چكار كنم راهكار چيست؟ و به چه كساني دست توسل به سو يش دراز كنم؟ و از چه راهي به سرمقصد خود برسم؟ نمي دانم. ولي آنچه به نظر مي رسد اين است راهي نيست به جز توسل به بزرگان و شافعان روز جزاء و انسان راهي رسيدن به چيزي را درك نمي كنند مگر با توسل. من براي شناختن و فهميدن آن صدا از خدا و وارثان برحق او كمك مي خواهم.
خدايا كمكم كن!!!
خداي كه آب و هوا آفريد
درخت و گل و سبزه را آفريد
ای وطن از دل نمی ره آب و هوایت بخیر
چشمه هایی دل ربا، خواندن کبک هایت بخیر
ای وطن جان کی شود سوی تو من آیم بخیر
ای وطن خاکت کنم سرمه به چشمایم بخیر.
ماکه آواره شدیم مسکن و بیچاره شدیم
مثل یک بلبل بی یار،گم زآشیانه شدیم
مااسیرو در به در در ملک بیگانه شدیم
ای وطن از دست تومجنون و دیوانه شدیم.
ای هزارستان من بهار زیبایت بخیر
بامیان باستان، آن کوه بابایت بخیر
کابل سرشار زعشق، آن شهر زیبایت بخیر
بلخ و چمتال و مزار، روضه سخی شاهت بخیر
درکجاشد ای وطن آب زلال چشمه هایت؟
ابرو می آید ولی باران نمی بارد برایت
کو صدایی بلبل و آن شرشر آبشار تو؟
هرگجایت گوش بگیرم میشنوم از نالهایت
گر روم در باغ و بستانت همه خاکستر است
درکجاشد ای وطن آن لالهای باصفایت؟
گربپرسم یک به یک از مرد و زن و کودکانت
می کشد آه زدل صدناله دارد از جفایت
اشک می ریزد یتیمانت برای حال زارش
نه پدر نه مادر است نه یار و یاور هست برایش
می دود درکوچه و بازار ها ازبهر جایش
ای خداوند کریم لطفی بکن بر حال زارش
شعرساز: خاوری
راه پرورش خلاقيت
آنروز كه انسان آمد خلاق آفريده شد. خلاقيت در هستي آدم ها نهفته است.
چون (خالق) اورا به اين دنيا آورد، از سرمايه خودش به او داد و او را بهترين قرار داد.
دنيارا به اختيار او فرا هم آورد. اورا خليفه خودش انتخاب كرد.
اما را ه پرورش خلاقيت متفاوت. يكي با تجربه به آن راه مي رسد و ديگري با تفكر. كسي ازراه فرهمندي پيش ميرود، كس ديگر باتمرين.
برخوردن به سختي هاگم كردن راه ها، روبرو شدن با اندوه، تحمل دشواري ها، نبودن امكانات لازم براي كار، در پيش گرفتن راه هاي پر مخاطره هستند كه خلاقيت مي آفريند.
اگر به كودك نگاه اندازيم مي بنيم كه با روبرو شدن دشوري ها مبارزه كردن با آنان است كه راه رفتن را ياد مي گيرد و سخن گفتن را مي آموزد.
پشت كار نسبت به كسب چيزي. اين ها راه هاي براي پرورش خلاقيت هستند.
خيال كودكي
روزي در سايه ي تنهاي نشسته بودم.
صداي با من سخن مي گفت.
اما صاحب صدارا نديدم. باخود گفتم شايد اشتباه مي كنم كه ناگاه بانگ دیگر سرداد.
آشنا به نظر مي آمد. صدا از دل بر كشيدم كه تنهايم گذار. ناگاه سخن برلب كشود كه اي بي وفا من كودكيت هستم.
باآه و ناله گفتم چه كارم داري؟ گفت بيانشين تاباهمديگر سخن بگوييم. باهم نشستيم صحبت آغاز شد. او گفت يادت مي آيد روزي راكه پدرومادرت مي گفت امسال شايد مدرسه ه ها، راه بيفتد چون جنگ نيست خشحالي مي كردي و هرروز از پدرت سئوال.
ناگاه روز مرد را ديدي كه نزد بابايت آمد او از مدرسه سخن مي گفت توپشت در ايستاده و منتظر سخن بودي كه اتظارش را مي كشيدي.
مرد سخن بر لب آورد كه قلبت به پرواز در آمده بود اما باور نداشتي. روزي شب آمدي خانه پدرت تورا در آغوش مهربانيش گرفت گفت فرزندم امروز تورا در مدرسه ثبت نام كردم.
فردا برو كتابهايت را بگير.
آب درگنهايت غلطيده بود آن شب آرامش نداشتي. خوش حالي خواب چشمانت را ربوده بود.
هرلحظه برون مي رفتي و به ستاره ها نگاه مي كردي خنده بر لبي ستاره گان نيز ديده مي شد، تااينكه بام داد آن شب به سر آمد به مدرسه رفتي كتابهاي صنف دو را گرفته بودي، هرصبح در مدرسه سرود كه سر فردش (نونهالاني معارف جمله با شوق شعف از افور شادماني مي زند كف را به كف) بود تكرار مي كردي اين بگفت خدا حافظي كرد.
درودبرخدا ورسولان او بخصوص بر خاتم رسولانش محمد(ص) و اهلبيتش وسلام بر يوسف همه اي بشريت صاحب الامر(ع) از آنجاي که (مقام معظم رهبري) سال هشتادو هفت راسال نوآوري و شکوفاي ناميدن اينجانب لازم دانستم که دراين باره يک تحقيق ارائه دهم لذا به ياري ياران همه اي بنوايان موفق شدم در اين زمينه تحقيقي را با موضوع (کارامد خلاقيت و نوآوري در مديران سازمان) به تحرير بکشم. دوچيز باعث شد که اين مضوع را برگزينم: يکي ناميدن اين سال از جانب رهبر؛ دو آشناشدنم به ريشته ای مديريت. ويژگي اين تحقيق اين است که چهار تا فصل دارد که در فصل اول کليات بيان شده که اين کليات مشتمل سئوال اصلي موضوع، سئوالات فرعي و پيشينه بحث هستند. ودر فصل هاي ديگر پاسخ به سئوالات فرعي گنجانده شده است. در اينجا جادارد که تشکر کنم از بقيۀ الله الاعظم(ع) و استاد گرانقدرم(حجة الاسلام والمسلمين آقاي منطقي) که مرا ياري فرمو دند.
ادامه مطلب...
بنام یگانه تو
برسی سبک رهبری طبق مدیل فیدلر
از آنجای که مدیریا رهبر، نقش مهم را در سازمان ایفا می کند لازم دانستیم که ویژگیهای رهبر را از دید گاه مدیل فیدلر برسی و تطبیق کنیم. مدل آقای فیدلر دارای سه متغیر است که در یک جدول چند مرحله ای کنجانده شده اند. بنا بر این می توان سبک رهبری را به گونه زیر عمل کرد:
1) سبک وظیفه مدار: می توان این سبک را درسمت راست جدول آقای فیدلر قرار داد یعنی در جای که ارتباط مدیر با کارکنان خیلی ضعیف است و آمرانه عمل می کند. مثل ارتش، یا این که یک صاحب کار با کارکر روز مزدش انجام می دهد.
2) سبک بی خاصیت: این سبک رانیز می توان در سمت راست جدول قرارداد و این از نکاه را بطه نسبت به اول بهتر است مثل یک مدیر است که توجه چندان به کار ندارد دارد و راضی هم نیست که کارکراز او ناراضی باشد.
3) سبک باشگاهی: این سبک در سمت چپ جدول قرار گرفته است. یعنی در این سبک رهبر رابطه تنگاتنگ با کارکنان دارد و توجه چندان به کار ندارد. مثل یک رئیس جمهور می ماند که هیچگونه توجه به پیشرفت کشورش نداشته باشد.
4) سبک تمی:این سبک نیز در سمت چپ قرار دارد زیرا در این سبک رهبر رابطه خوب با کارکنان دارد اما نسبت به سبک باشگاهی یک در جه کمتر است مثل یک آستاندار است که اکثریت کارش را باکارکنان صرف می کند اما به پیشرفت آستان نگاه می کند و لی توجه چندان ندارد.
5) سبک میانه رو: این سبک در وسط جدول قرار دارند زیرا در این سبک روابط انسانی به حد مطلوب پیش می رود. در این سبک می توان گفت که رهبر هم توجه به کار کنان دارد وهم به کار مانند رئیس جمهور که هم هوای نیروی خودرا دارد و هم برای پیشرفت کشورش تلاش می کند.
بنام و یادتو
با توجه به یکسری مشکلات که ما در کشورمان مشاهده می کنیم، از جمله چیزهای که نادیده گرفته شده داشتن کتابخانه و فرهنگ کتابخانی در بینی جامعه است.
لذا ماعده ازدانش پژو لازم دانستیم که باید فرهنگ کتابخانی را در بینی جامعه کسترش بدهیم. تصمیم گرفتیم که کتابخانه های باید درسطح کشور داشت، تا مردم به راحتی دسترسی به کتاب داشته باشد که فرهنگ کتابخانی در بینی مردم عادت همگانی شود.
ودر هدف این کار سازمانی را تشکیل دادیم. از انجای که می توان طراحی گوناگون را در این سازمان مطرح کرد ولی ما طراحی جغرا فیایی را در این مسئله بر گزیدیم. که به صورت زیر بیان می شود:
1) رئیس کل آقای محسینی است؛
2) معاون مالی آقای مئمنی؛
3) معاون نیروکار آقای رضایی؛
4) معاون جمع آوری کتاب آقای ویدراگورا قراردادیم.
تااین جا سازمان کوتاه مدت است. برای بلند مدت باید مراحل دیگر طی کرد که این گونه آغاز می شود:
1) رئیس واحد مرکزی آ قای فاضل را قرار دادیم؛ که مربوط به چهار شهرستان می شود.
2) رئیس واحدجنوبی آقای کریمی را درنظرگرفتیم؛ که پنج شهرستان به ایشان تعلق دارند.
3) رئیس واحدغربی آقای رمضانی است؛ که دارای سه شهرستان است.
4) رئیس واحد شمالی آقای نوری را قراردا دیم؛ که شامل هفت شهرستان هستند.
5) رئیس واحدشرقی آقای محمدی است؛ که شامل دو شهرستان هست.
اما آنچته بیان شد به صورت کلی بود، می توان به طور جزء نیز مطرح کرد مثل این که ما یکی از واحدهای بالا را طراحی کنیم.
1) رئیس کل واحد شرقی آقای صمدی را قرادادیم؛
2) اداره مالی آقای کاظمی؛
3) اداره انتقال آقای توسلی؛
4) اداره توزیع آقای کاشفی را در نظر گرفتیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
برای درست درس خواندن چه راه کارهای وجود دارند؟ درجواب این سئوال می توان دوراه حل را به تور کلی در نظرگرفت:
الف: موفقیت درونی یا خودی چیزی استکه به خود انسان بر می گردد:
1) اراده، علاقه وتلاش خود انسان که نقش بنیادی را دارد اگر کس خودش تلاش و اراده نداشته باشد نه تنهادرس بلکه هیچ کار را انجامداده نمی تواند.
2) روش درس خواندن را باید بیداند، که آموزش این کار به استادان بر می گردد که آنچه تجربه دارند به محصیلین یاد بدهند .
3) برنامه ریزی درست، که خیلی برای درس خواندن تاثیر دارد و برای پویندگان کومک می کند که از زمان اسفاده شایان را بیبرد.
4)تمرکز: آنچه که برای درست درس خواندن کومک می کند متمر کز شدن روی درس است.
5) رابطه دانش پژو باخداوند: همچنان که خیلی از بزرکان، سبب موفقیتش، رابطه تنگاتنگ که با خدایش داشت بودند. کسانی موفق بودند که هیچ گاه ازیاد مولایش غافل نمی شدند. همچنین توسل شدن به وارثان خدا.
6) تجملی و مادی نبودن: باتوجه به شرایط امروزی محصیلین نباید مادی گراباشند. همه چیزی که دربینی جامعه وجود دارند دنبالش باشند که این باعث می شود تمرکز را از دست بدهند.
ب: موفقیت بیرونی: که این رابطه، به اطرافیان انسان است. این نیز می تواند چند چیز با شد.
1) توفیق خدادادی: آنچه که انسان در هرکار درزندگی اش مفق است. یاری ازجانب خداوند است.
2) انسان باید حوایج مادی اش به حدکافی براورده وتأ مین شود. باتوچه به شرایط امروزی.
3) استاد خوب: این استاد است که می تواند انیرژی مثبت یا منفی به شاگردانش بدهند. این استادان است که باید تلاش شان برای یاد گرفتن محصیل باشد و کارهای مفید را به صو رت جبر به شاگردان اعمال کند.
4) مکان: با ید برای محصیل جای مناسب را در نظر گرفت، که از آرامش روحی وجسمی برخوردار باشند.
بنام انکه همه در دست اوست
آنچه برای هر انسان مهم هستند این است که اگر بیخواهند در زندگی اش به نتیجه مطلوب بسرسند با ید برنامه ریزی هدفمند را انتخاب کنند.
اگر کس برنامه ریزاش درست، نباشد دچار سردر گمی و در نهایت باچالش های روبرو می شوند که قابل جبران نخواهند بود بخصوص دربرنامه ریزی آموزشی وفرهنگی که تاثیر زیاد در جامعه دارد.آنچه برای برنامه ریزی مهم است هدف درست و راه رسیدن به آن است اگرانسان هدف درست داشته باشد خطانمی کنند.
ودیگر چیزی که برای برنامه ریزی مهم است عوامل آن است آنچه که موضوع تحقیق کلاسی مد نظر گرفته شده است. عوامل برنامه ریزی این است که باید به چند سئوال جواب داده شوند. من یک برنامه ریزی آموزیشی و فرهنگی در مسجد محل خودم در نظر گرفتم که می توانم به آن چندتا سئوال جواب بدهم:
1) چه فعالیتی؟ جواب این است که من یک دوره آموزشی روخوانی وروانخوانی را در نظر گرفتم.
2) چه زمانی؟ از آنجای که من در زمان های دیگر فرسد ندارم وهمچنین آنهای که در این کلاس شرکت می کنند اکثریتش مدرسه ای هستند و تابستان که آنها تعطل هستند این کار رادراآنزمان در نظرگرفتم.
3) باچه تشکلاتی؟ بعضی ازآشنایان ودوستان ازمن خاستن که در تابستان، ماعده را جمع می کنیم و شما به آنها قرآن آموزش بدهید.
4) باچه منابع وامکاناتی؟ منابع ما برای روانخوانی کتاب آقای حبیبی است. وچند تاقرآن هم برای مسجد هدیه کردیم و یک بلند گو هم تهیه نمودیم.
5) باچه روشی؟ روشی مااین است که کس در این کلاس شرکت می کند باید سنش از دوازده سال به بالا باشند و با حرکات قرآن آشناه باشند تاحدود کلمات قرآن را بدانند که این آموزش برایش مفید واقع شوند.
6) در چه مکانی؟ همچنان که ذکر شد این کار ما در مسجد در نظر کرفته ایم.


