تبليغاتX
گذرگاه در خلاقیت

ای وطن از دل نمی ره آب و هوایت بخیر// چشمه هایی دل ربا، خواندنی کبک هایت بخیر

ای وطن جان کی شود سویی تو پرواز کنم// جان من خاکت کنم سرمه به چشمایم بخیر.

ماکه آواره شدیم مسکن و  بیچاره شده ایم// مثل یک بلبل بی یار،گم زآشیانه شده ایم

مااسیرو در بدر در ملک بیگانه شده ایم// ای وطن از دست تومجنون و دیوانه شده ایم.

ای هزارستان بهار سرد زیبایت بخیر// بامیان باستان، آن کوه بابایت بخیر

کابلی سرشار زعشق، آن شهر زیبایت بخیر//  بلخ و چمتال و مزار، روضه سخی شاید بخیر.

درکجاشد ای وطن آب زلال چشمه هایت؟// ابرو می آید ولی باران نمی بارد برایت

کو صدایی بلبل و آن شرشر آبشار تو؟// هرگجایت گوش بگیرم میشنوم از نالهایت.

گر روم در باغ و بستانت همه  خاکستر است// درکجاشد ای وطن آن لالهای باصفایت؟

گربپرسم یک به یک از مرد و زن و کودکانت// می کشد آه زدل صدناله دارد از جفایت.

اشک می ریزد یتیمانت برای حال زارش// نه پدر نه مادر است نه یار و یاور هست برایش

می دود درکوچه و بازار ها نالان تابان // ای خداوند زکرم خویش بنما لطفی برایش.

                                                                                          شعرساز: خاوری

نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388ساعت 6:40 توسط ج:زاهدی| |

راه پرورش خلاقيت

آنروز كه انسان آمد خلاق آفريده شد. خلاقيت در هستي آدم ها نهفته است.

چون (خالق) اورا به اين دنيا آورد، از سرمايه خودش به او داد و او را بهترين قرار داد.

دنيارا به اختيار او فرا هم آورد. اورا خليفه خودش انتخاب كرد.

اما را ه پرورش خلاقيت متفاوت. يكي با تجربه به آن راه مي رسد و ديگري با تفكر. كسي ازراه فرهمندي پيش ميرود، كس ديگر باتمرين.

 برخوردن به سختي هاگم كردن راه ها، روبرو شدن با اندوه، تحمل دشواري ها، نبودن امكانات لازم براي كار، در پيش گرفتن راه هاي پر مخاطره هستند كه خلاقيت مي آفريند.

اگر به كودك نگاه اندازيم مي بنيم كه با روبرو شدن دشوري ها مبارزه كردن با آنان است كه راه رفتن را ياد مي گيرد و سخن گفتن را مي آموزد.

پشت كار نسبت به كسب چيزي. اين ها راه هاي براي پرورش خلاقيت هستند.  

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 6:52 توسط ج:زاهدی| |

خيال كودكي

روزي در سايه ي تنهاي نشسته بودم.

 صداي با من سخن مي گفت.

 اما صاحب صدارا نديدم. باخود گفتم شايد اشتباه مي كنم كه ناگاه بانگ دیگر  سرداد.

 آشنا به نظر مي آمد. صدا از دل بر كشيدم كه تنهايم گذار. ناگاه سخن برلب كشود كه اي بي وفا من كودكيت هستم.

 باآه و ناله گفتم چه كارم داري؟ گفت بيانشين تاباهمديگر سخن بگوييم. باهم نشستيم صحبت آغاز شد. او گفت يادت مي آيد روزي راكه پدرومادرت مي گفت امسال شايد مدرسه ه ها، راه بيفتد چون جنگ نيست خشحالي مي كردي و هرروز از پدرت سئوال.

 ناگاه روز مرد را ديدي كه نزد بابايت آمد او از مدرسه سخن مي گفت توپشت در ايستاده و  منتظر سخن بودي كه اتظارش را مي كشيدي.

 مرد سخن  بر لب آورد كه قلبت به پرواز در آمده بود اما باور نداشتي. روزي شب آمدي خانه پدرت تورا در آغوش مهربانيش گرفت گفت فرزندم امروز تورا در مدرسه ثبت نام كردم.

 فردا برو كتابهايت را بگير.

 آب درگنهايت غلطيده بود آن شب آرامش نداشتي. خوش حالي خواب چشمانت را ربوده بود.

 هرلحظه برون مي رفتي و به ستاره ها نگاه مي كردي خنده بر لبي ستاره گان نيز ديده مي شد، تااينكه بام داد آن شب به سر آمد به مدرسه رفتي كتابهاي صنف دو را گرفته بودي، هرصبح در مدرسه سرود كه سر فردش (نونهالاني معارف جمله با شوق شعف     از افور شادماني مي زند كف را به كف) بود تكرار مي كردي اين بگفت خدا حافظي كرد.

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 6:39 توسط ج:زاهدی| |

 مقدمه

درودبرخدا ورسولان او بخصوص بر خاتم رسولانش محمد(ص) و اهلبيتش وسلام بر يوسف همه اي بشريت صاحب الامر(ع) از آنجاي که (مقام معظم رهبري) سال هشتادو هفت راسال نوآوري و شکوفاي ناميدن اينجانب لازم دانستم که دراين باره يک تحقيق ارائه دهم لذا به ياري ياران همه اي بنوايان موفق شدم در اين زمينه تحقيقي را با موضوع (کارامد خلاقيت و نوآوري در مديران سازمان) به تحرير بکشم. دوچيز باعث شد که اين مضوع را برگزينم: يکي ناميدن اين سال از جانب رهبر؛ دو آشناشدنم به ريشته ای مديريت. ويژگي اين تحقيق اين است که چهار تا فصل دارد که در فصل اول کليات بيان شده که اين کليات مشتمل سئوال اصلي موضوع، سئوالات فرعي و پيشينه بحث هستند. ودر فصل هاي ديگر پاسخ به سئوالات فرعي گنجانده شده است. در اينجا جادارد که تشکر کنم از بقيۀ الله الاعظم(ع) و استاد گرانقدرم(حجة الاسلام والمسلمين آقاي منطقي) که مرا ياري فرمو دند.


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 9:32 توسط ج:زاهدی| |

بنام یگانه تو

برسی سبک رهبری طبق مدیل فیدلر

از آنجای که مدیریا رهبر، نقش مهم را در  سازمان ایفا می کند لازم دانستیم که ویژگیهای رهبر را از دید گاه مدیل فیدلر برسی و تطبیق کنیم. مدل آقای فیدلر دارای سه متغیر است که در یک جدول چند مرحله ای کنجانده شده اند. بنا بر این می توان سبک رهبری را به گونه زیر عمل کرد:

1)    سبک وظیفه مدار: می توان این سبک را درسمت راست  جدول آقای فیدلر قرار داد یعنی در جای که ارتباط مدیر با کارکنان خیلی ضعیف است و آمرانه عمل می کند. مثل ارتش، یا این که یک صاحب کار با کارکر روز مزدش انجام می دهد.

2)    سبک بی خاصیت: این سبک رانیز می توان در سمت راست جدول قرارداد و این از نکاه را بطه نسبت به اول بهتر است مثل یک مدیر است که توجه چندان به کار ندارد دارد و راضی هم نیست که کارکراز او ناراضی باشد.

3)    سبک باشگاهی: این سبک در سمت چپ جدول قرار گرفته است. یعنی در این سبک رهبر رابطه تنگاتنگ با کارکنان دارد و توجه چندان به کار ندارد. مثل یک رئیس جمهور می ماند که هیچگونه توجه به پیشرفت کشورش نداشته باشد.

4)    سبک تمی:این سبک نیز در سمت چپ قرار دارد زیرا در این سبک رهبر رابطه خوب با کارکنان دارد اما نسبت به سبک باشگاهی یک در جه کمتر است مثل یک آستاندار است که اکثریت کارش را باکارکنان صرف می کند اما به پیشرفت آستان نگاه می کند و لی توجه چندان ندارد.

5)    سبک میانه رو: این سبک در وسط جدول قرار دارند زیرا در این سبک روابط انسانی به حد مطلوب پیش می رود. در این سبک می توان گفت که رهبر هم توجه به کار کنان دارد وهم به کار مانند رئیس جمهور که هم هوای نیروی خودرا دارد و هم برای پیشرفت کشورش تلاش می کند.  

نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 9:30 توسط ج:زاهدی| |

بنام و یادتو

 با توجه به یکسری مشکلات که ما در کشورمان مشاهده می کنیم، از جمله چیزهای که نادیده گرفته شده داشتن کتابخانه و فرهنگ کتابخانی در بینی جامعه است.

لذا ماعده ازدانش پژو لازم دانستیم که باید فرهنگ کتابخانی را در بینی جامعه کسترش بدهیم. تصمیم گرفتیم که کتابخانه های باید درسطح کشور داشت، تا مردم به راحتی دسترسی به کتاب داشته باشد که فرهنگ کتابخانی در بینی مردم عادت همگانی شود.

 ودر هدف این کار سازمانی را  تشکیل دادیم. از انجای که می توان طراحی گوناگون را در این سازمان مطرح کرد ولی ما طراحی جغرا فیایی را در این مسئله بر گزیدیم. که به صورت زیر بیان می شود:

1) رئیس کل آقای محسینی است؛

 2) معاون مالی آقای مئمنی؛

 3) معاون نیروکار آقای رضایی؛

 4) معاون جمع آوری کتاب آقای ویدراگورا قراردادیم.

تااین جا سازمان کوتاه مدت است. برای بلند مدت باید مراحل دیگر طی کرد که این گونه آغاز می شود:

1) رئیس واحد مرکزی آ قای فاضل را قرار دادیم؛ که مربوط به چهار شهرستان می شود.

2) رئیس واحدجنوبی آقای کریمی را درنظرگرفتیم؛ که پنج شهرستان به ایشان تعلق دارند.

 3) رئیس واحدغربی آقای رمضانی است؛ که دارای سه شهرستان است.

 4) رئیس واحد شمالی آقای نوری را قراردا دیم؛ که شامل هفت شهرستان هستند.

 5) رئیس واحدشرقی آقای محمدی است؛ که شامل دو شهرستان هست.

اما آنچته بیان شد به صورت کلی بود، می توان به طور جزء نیز مطرح کرد مثل این که ما یکی از واحدهای بالا را طراحی کنیم.

1) رئیس کل واحد شرقی آقای صمدی را قرادادیم؛

 2) اداره مالی آقای کاظمی؛

 3) اداره انتقال آقای توسلی؛

 4) اداره توزیع آقای کاشفی را در نظر گرفتیم.

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 16:16 توسط ج:زاهدی| |

بسم الله الرحمن الرحیم

 برای  درست درس خواندن چه راه کارهای وجود دارند؟ درجواب این سئوال می توان دوراه حل را به تور کلی در نظرگرفت:

الف: موفقیت درونی یا خودی چیزی استکه به خود انسان بر می گردد:

1) اراده، علاقه وتلاش خود انسان که نقش بنیادی را دارد اگر کس خودش تلاش و اراده نداشته باشد نه تنهادرس بلکه هیچ کار را انجامداده نمی تواند.

2) روش درس خواندن را باید بیداند، که آموزش این کار به استادان  بر می گردد که آنچه تجربه دارند به محصیلین یاد بدهند .

3) برنامه ریزی درست، که خیلی برای درس خواندن تاثیر دارد و برای پویندگان کومک می کند که از زمان اسفاده شایان را بیبرد.

4)تمرکز: آنچه که برای درست درس خواندن کومک می کند متمر کز شدن روی درس است.

5) رابطه دانش پژو باخداوند: همچنان که خیلی از بزرکان، سبب موفقیتش، رابطه تنگاتنگ که با خدایش داشت بودند. کسانی موفق بودند که هیچ گاه ازیاد مولایش غافل نمی شدند. همچنین توسل شدن به وارثان خدا.

6) تجملی و مادی نبودن: باتوجه به شرایط امروزی محصیلین نباید مادی گراباشند. همه چیزی که دربینی جامعه وجود دارند دنبالش باشند که این باعث می شود تمرکز را از دست بدهند.   

ب: موفقیت بیرونی: که این رابطه، به اطرافیان انسان است. این نیز می تواند چند چیز با شد.

1) توفیق خدادادی: آنچه که انسان در هرکار درزندگی اش مفق است. یاری ازجانب خداوند است.

2) انسان باید حوایج مادی اش به حدکافی براورده وتأ مین شود. باتوچه به شرایط امروزی.

3) استاد خوب: این استاد است که می تواند انیرژی مثبت یا منفی به شاگردانش بدهند. این استادان است که باید تلاش شان برای یاد گرفتن محصیل باشد و کارهای مفید را به صو رت جبر به شاگردان اعمال کند.

4) مکان: با ید برای محصیل جای مناسب را در نظر گرفت، که از آرامش روحی وجسمی برخوردار باشند.

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 16:11 توسط ج:زاهدی| |

بنام انکه همه در دست اوست

آنچه برای هر انسان مهم هستند این است که اگر بیخواهند در زندگی اش به نتیجه مطلوب بسرسند با ید برنامه ریزی هدفمند را انتخاب کنند.

اگر کس برنامه ریزاش درست، نباشد دچار سردر گمی و در نهایت باچالش های روبرو می شوند که قابل جبران نخواهند بود بخصوص دربرنامه ریزی آموزشی وفرهنگی که تاثیر زیاد در جامعه دارد.آنچه برای برنامه ریزی مهم است هدف درست و راه رسیدن به آن است اگرانسان هدف درست داشته باشد خطانمی کنند.

ودیگر چیزی که برای برنامه ریزی مهم است عوامل آن است آنچه که موضوع تحقیق کلاسی مد نظر گرفته شده است. عوامل برنامه ریزی این است که باید به چند سئوال جواب داده شوند. من یک برنامه ریزی آموزیشی و فرهنگی در مسجد محل خودم در نظر گرفتم که می توانم به آن چندتا سئوال جواب بدهم:

1) چه فعالیتی؟ جواب این است که من یک دوره آموزشی روخوانی وروانخوانی را در نظر گرفتم.

2) چه زمانی؟ از آنجای که من در زمان های دیگر فرسد ندارم وهمچنین آنهای که در این کلاس شرکت می کنند اکثریتش مدرسه ای هستند و تابستان که آنها تعطل هستند این کار رادراآنزمان در نظرگرفتم.

3) باچه تشکلاتی؟ بعضی ازآشنایان ودوستان ازمن خاستن که در تابستان، ماعده را جمع می کنیم و شما به آنها قرآن آموزش بدهید.

4) باچه منابع وامکاناتی؟ منابع ما برای روانخوانی کتاب آقای حبیبی است. وچند تاقرآن هم برای مسجد هدیه کردیم و یک بلند گو هم تهیه نمودیم.

5) باچه روشی؟ روشی مااین است که کس در این کلاس شرکت می کند باید سنش از دوازده سال به بالا باشند و با حرکات قرآن آشناه باشند تاحدود کلمات قرآن را بدانند که این آموزش برایش مفید واقع شوند.

6) در چه مکانی؟ همچنان که ذکر شد این کار ما در مسجد در نظر کرفته ایم.                                                                                                    

نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 7:30 توسط ج:زاهدی| |

بنام خدا

­­­

بحث از اینجا مطرح می شود که آیا اهداف دینی و فرهنگی می تواند خصوصیات و اهداف خوب داشته با شد؟

جواب این سئوال مثبت است. زیرا که اصل، به وجود آمدن انسان ها در این کره خاکی یک هدف هستند منظور خداوند از این هدف به کمال رساندن انسان هاست. اما انچه که به نظر می رسد این است که چگونه این انسان ها دست به کمال پیدامی کند؟

 اهداف دینی است که به این سئوال پاسخ می دهند چون همه ای ادیان که به سبب پیامبران الهی ابلاغ شده دارای هداف مشخص و یکسان بودند از آن جمله وقت نکاه به دین همیشه بهار اسلام بیندازیم می بنیم که اهداف روشن دارد که این خصوصیات را می توان در قالب اهداف خوب، این گونه مطرح کرد:

1) مدوین بودن: آشکاراست که اسلام دارای کتابی هستند که اگر رهروانش به درستی از آن استفاده کنند و به کار بگرند، به همه ی خاسته هایش می رسند.

2) قابل اندازه گری: همه ای امر و نهی که در متون اسلامی آمده دارای اندازه گیری هستند: مثل این که به ما امر کرده که باپدر و مادر احسان کنید یا بافرزندان به نیکی رفتار کنید، همچنین نهی کرده که دوزدی نکنید و دروغ نه گو یید.

3) زمان بندی مشخص داشته باشد: آنچه از عبادات در اسلام ذکر شده همه دارای زمان ومکان مشخص هستند: یعنی وقت که سخن از نماز یومیه باشد به خوبی معلوم است که پنج وقت نماز یومیه در زمان خاص باید انجام شود. وقت از سهم وخمس گفته شود باز روشن است که اگر درآمد مالی به چنین مقدار برسد بر شخص واجب می شود و گر نرسد واجب نیست.

4) باچالش وقابل دسترس باشد: این را می توان دو جور مطرح کرد: 1) باچالش: مبارزه با هواهای نفسانی برای همه انسان ها دشوار هستند. اما امکاه پذیر است و بستگی به ارا ده راسخ هر انسان دارد. قابل دسترسی باشد: اگر ما مبارزه با هواهای نفسانی خود مان داشته باشیم به تور قطعی دسترسی به بهشت داریم. 2) عمل کردن به اوامر و نواهی الهی دشوار ولی قابل دسترسی هستند.

                                                                                         

 

                                                                                                     

نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 7:21 توسط ج:زاهدی| |

22/7/87  تحقیق کلاسی

بسمه تعالی

 

بادرود سپاس از استاد بزرگوار که مارا به این کار اگرچه برای من سخت ودارای نواقص است، واداشتن تا این که از کار تئوری به کار عملی دست یا بیم و کار عملی هم کرده باشیم. سئوال که دراین کار تحقیق کلاسی مطرح شده این است که:

جامعةالمصطفی(ص)العالمیه در کدام مرحله جدول آقای گری نر قرار دارد؟

اما آنچه به نظر می رسد این است که جامعه همة مرا حل گری نر را طی کرده و مرا حل این گونه آغاز می شود که رشد از طریق خلا قیت: بعد از پاشیده شدن حوزه علمیه نجف به دست حکومت وقت و اخراج علماء ازآنجاو پروزی جمهوری اسلامی ایران، حوزه علمیه قم پایه گذاری شد.

 اما با روی آوردند زیاد از جویندگان دانش اسلامی ازکشور های مختلیف اسلامی وغیر اسلامی به قم و فزونی طلاب بنا شد که طلبه های خارجی مدرسه تنها داشته با شند. وبا زیادشدن مدارس، بحران دوم که رهبریت باشد شروع می شود و این بحران با عث می شود که یک مدیر کل همه ای مدرسه ها داشته باشد.

 بعد از این بحران استقلال صورت می گیرد یعنی این که هرمدرسه یک استقلال می خواهند، آنچه که الآن روند کارهای جامعه هستند.

 قبلا این گونه بود که طلبه ها هروقت کار اداری داشتند ازمدرسه به مرکز رجوع می کرد و کارش را حل می کردند ولی الآن در خود همان مدرسه کار های اداری حل می شود و نیاز به آمدن به مر کز نیست.

 وبعدازاین وارید مرحله سوم شده است که رشد ازطریق واگذاری اختیارات باشد. وازاینجا تا مرحله پنجم  بحران وجود ندارد بلکه این سه مرحله(واگذاری اختیارات، هماهنگی و همکاری) درحال رشد وتداوم بخشیدند جامعه است وشاید هم بحران کنترل وتشریفات بوده که ماازش آگاه نیستیم.      

 

نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 7:14 توسط ج:زاهدی| |